بازنمون فراروایت نجات­بخشی عرفان اسلامی در گفتمان و روایت تذکر ه الاولیای عطار

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور گیلان

2 استادیار دانشگاه آزاد رشت

3 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی رشت

چکیده

با  متون عرفانی یکی از شاخه‌های پربار ادبیات فارسی است. این متون به دلیل ارتباط شفافی که با تجربه و تخیل عرفانی و بشری دارد، منشأ زایش‌های هنری و تجربه‌های زبانی بیان‌ناپذیری است. یکی از ویژگی‌های ساختاری‌ای که همه متون عرفانی ادبیات فارسی را به هم متصل می‌کند، ارتباط گفتمانی است. اگرچه اصلی­ترین هنر عطار نیشابوری، شاعر و اندیشمند پایان قرن ششم هجری، شعر است امّا او با تألیف تذکر ه ‌الاولیا سعی کرده تا همان گفتمانی را که در منطق‌الطیر به کار گرفته ­است، به شکل دیگری در نثر هم دنبال کند. اگرچه عطار بسیاری از اجزای تذکر ه ‌الاولیا را از متون پیشین عرفانی، همچون رساله قشیریه، کشف المحجوب و طبقات صوفیه گرفته است امّا رفتار زیبایی­شناختی و زبان­شناختی او برای خلق جهان متن، دیگرگونه است. چنانکه تمام بخش‌هایی که به تذکر ه ‌الاولیا و یادکردِ عرفا اختصاص یافته، دارای ساختار گفتمانی واحد است. اگرچه سایه کم‌رنگ این الگوی ساختاری را می‌توان در کتاب‌های کشف‌المحجوب، طبقات صوفیه و رسالۀ قشیریه یافت اما عطار این الگو را عمق و جهت داده و به سبک ویژه‌ای دست یافته است. این مقاله در جستجوی پاسخ به دو مسئلۀ پژوهشی است که به­طور مستقیم با ساختارِ تذکر ه ‌الاولیا ارتباط دارد:1- فراروایت نجات­بخشی عرفان اسلامی چگونه در گفتمان عرفانی بازنمایی می‌شود؟2- عطار چگونه فراروایت نجات­بخشی را با گفتمان همراه می‌کند و ساختار روایت تذکر ه ‌الاولیا را می‌سازد؟ فراروایتی که تذکر ه ‌الاولیا را پیش می‌برد، «اسطورۀ نجات‌بخشی» است؛ این اسطوره، گفتمان «سفرِ انسان در دنیا» را می‌آفریند. عطار با استعاره «سفر» به اسطوره گناه و توبه می‌رسد؛ بنابراین ابتدای روایت‌هایش با توبه آغاز می‌شود و انتهایش به مرگ می‌انجامد. در تذکر ه ‌الاولیا انسان‌های برگزیده با شناسایی خود و توبه کردن از گناه آغاز می‌کنند؛ آنگاه به فاعل شناسا تبدیل می­شوند و سپس کردار و گفتارشان بر دیگران مؤثر واقع می‌شود و سرانجام سفرشان به مرگ منتهی می‌گردد.  

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Representing the Emancipation Metanarrative of Islamic Mysticism in the Discourse and Narrative of Attar’s Tazkirat al-Awliya

نویسندگان [English]

  • Parvin Tajbakhsh 1
  • Jahan Doost Sabz Alipour 2
  • Tahereh Ghomi Katighari 3
1 Associate Professor of Persian Language and Literature Department, Faculty Staff of Payam-Noor University.
2 Assistant Professor of the Islamic Azad University, Rasht Branch
3 MA Student of Persian Language and Literature, Islamic Azad University, Rasht branch
چکیده [English]

      Mystic texts are among the fruitful branches of Persian literature. Because of their transparent relationships with mystical and human experience and imagination, they constitute the foundations of artistic originations and indescribable lingual experiences. One of the structural features which connects all mystical texts of Persian literature is the discourse-based relationship. The main profession of Attar of Nishapur, the great poet and thinker of the 12th century, is poetry; however, through compiling Tazkirat al-Awliya , he tried to make use of the same discourse which he pursued in Mantiq-ut-Tayr. Although he adopted the majority of components of Tazkirat al-Awliya from previous mystic works such as Al- Risala al-Qushayriyya , Kashf-ul-Mahjub and Tabaqat al-Sufiyah, his aesthetic and linguistic behavior in creating the microcosm of this text is completely different, in such a way that all parts which have been allocated to Tazkirat al-Awliya and remembrance of the mystics have the same discourse-based structure. Some pale shadows of this structural pattern can be found in Kashf-ul-Mahjub, Tabaqat al-Sufiyah, and Al- Risala al-Qushayriyya, too; but Attar has given depth and direction to this pattern and has taken over a special style. The present paper is trying to find answers to two research questions which are directly related to the structure of Tazkirat al-Awliya .     1- How is the emancipation metanarrative of Islamic mysticism represented in mystical discourse?   2- How does Attar juxtapose the emancipation meta-narrative with discourse to create the narrative structure of Tazkirat al-Awliya ?     The metanarrative which is seen in Tazkirat al-Awliya is the “saga of emancipation.” This saga brings into existence the discourse of the “journey of mankind in the world.” With the metaphor of “journey,” he realizes the saga of sin and repentance. Therefore, his narrations start with repentance and end in death. In Tazkirat al-Awliya , the selected people start their journey with self-identification and repenting of their sins and then turn into identified agents and then their behavior and speech will influence the others and eventually their journey ends in death.  

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tazkirat al
  • Awliya
  • metanarrative of emancipation
  • Discourse
  • narrative structures